عیـد مبـعـث پیـامبـر نور و رحمت بر همگان مبـارک بـاد

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس

آرشیو مطالب

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    پر مخاطب ها

    برچسب ها



    گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org
    ستاره ای بدرخشید وماه مجلس شد
    دل رمیــده ما انیـــس و مونــس شــد

    نگارمن كه به مكتب نرفت وخط ننوشت
    بغمـزه مسئـله آمــوز صـد مُـدرّس شـد

    ببــوی او دل بیـمار عاشقــان چـو صبــا
    فدای عارض نسرین وچشم نرگس شد

     

    محمد امین(ص) به مرز چهل سالگی رسیده بود. او هر ساله اوقاتی از سه ماه رجب و شعبان و رمضان را در غار حرا (كوهى در شمال مكه) به عبادت پروردگارش می گذرانید ... آن شب، شب بیست و هفتم رجب بود كه محمد در غار حرا مشغول راز و نیاز با خالق محبوب بود، حس غریبی او را به خود فرا می خواند، حالتی وصف ناشدنی، ترس و ابهام از یک سو و شعف و سبکبالی از سوی دیگر، ناگهان دگرگونی ای مرموز در فضای پیرامون خویش احساس کرد گویی حرا شبی آسمانی را در پیش داشت و او در برابر پروردگار بزرگش برای پذیرش وحی به‌ تدریج آماده می‌شد و مهمتر اینکه در عالم واقع روح الامین، جبرئل بزرگ، فرشته وحی مامور شده بود تا آیاتی از قرآن را بر او بخواند و او را به مقام پیامبری مفتخر سازد ...

    در اینحال صدای خجسته و با صلابتی را شنید كه او را امر به خواندن می كرد: اقرأ (بخوان) ! دانست که فرشته وحی به او فرمان خواندن داده ولی محمد با لرزه ای آشکار در صدا، بیان داشت خواندن نمی‌دانم. اما بار دیگر همان عبارت را شنید: اقرأ (بخوان) ! فرمود: "من امی و درس ناخوانده‌ام" و برای سومین مرتبه باز شنید: اقرأ (بخوان). و محمد(ص) دریافت که این بار می‌تواند بخواند و آیات خداوند را با او زمزمه کرد :


    اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ
    بخوان به نام پروردگارت كه آفريد

    خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ
    او که انسان را از خون بسته آفريد

    اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ
    بخوان به نام پروردگارت که گرامی تر و بزرگتر است

    الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ
    همان خدایی كه به وسيله قلم آموخت

    عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ
    آنچه را كه انسان نمیدانست بتدريج به او آموخت

    گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


    آری چه شروع زیبا و كاملی. این آیات از خواندن، خلقت، كیفیت خلقت، شكر و سپاس، علم و دانش و... سخن گفته است، انگار باور خلقت اگر با علم و دانش عجین شود، انسان را به اوج آگاهی می رساند.

    محمد، هنگامی كه از غار پایین می آمد زیر بار عظیم نبوت و خاتمیت، به جذبه عشق به پروردگار عالم بر خود می لرزید، فضا انگار انباشته زمزمه ای شورانگیز بود. کوه و دشت و سنگ و خار و بوته و خاک، به نجوایی مرموز در گوش جان یکدیگر بودند که: درود بر تو، ای برگزیده خدا!

    از اینرو وقتی به خانه رسید به خدیجه، همسر مهربانش كه از دیر آمدن او سخت دلواپس شده بود گفت: مرا بپوشان، احساس خستگی و سرما می كنم!

    و چون خدیجه علت را جویا شد گفت: آنچه امشب بر من گذشت بیش از طاقت من بود،‌ امشب من به پیامبری برگزیده شدم!

    خدیجه كه از شادمانی سر از پا نمی شناخت، در حالی كه روپوشی پشمی و بلند بر قامت او می پوشانید گفت: من مدتها پیش در انتظار چنین روزی بودم. می دانستم كه تو با دیگران بسیار فرق داری، اینك به پیشگاه خدا شهادت می دهم كه تو آخرین رسول خدایی و به تو ایمان می آورم.

    بدین ترتیب پیامبر رحمت در سن 40 سالگی برای نجات و سعادت ابناء بشر به مقام نبوت رسید. او آمد تا برای همه آدمیان الگویی باشد نمونه تا رسم چگونه زیستن را به آنان بیاموزد و راه هدایت را به انسانها بنمایاند. آری محمد امین، پیامبر رحمت و ختم رسولان خدا برای هدایت و سعادت ما آمد و "بعثت" سزاوار منت‏گذارى خداوند و در بردارنده حكمت و تربیت است.


    گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

    هنوز پس از چهارده قرن، صدایت را می شنوم
    صدای روشنت را، از پس دیوارهای قرون
    صدای ضجه بت ها را، که می شکستی شان
    و صدای انسانیت را، که با تو نفسی تازه یافته بود و از زیر گورهای جهالت و خروارها خاک تعصب و بی ریشگی به سمت آسمان وحی پلک می گشود و حقیقت انسان را مشاهده می نمود
    صدایت را می شنوم که بر پیکر صخره های سنگی موهوم و بت های جاهلی لرزه افکنده
    هنوز نسیم پیامت می وزد که آتش نمرودیان را خاموش ساخت و طرحی از گلستان حقیقت انداخت
    از حرا پایین بیا و "قولوا لااله الاالله تفلحوا" را دوباره فریاد کن؛
    تا زمین زیر گام هایت دوباره جان بگیرد تا این بار، عصر منجمد آهن و ابررایانه و موشک، در برابر خورشید نگاه تو ذوب شود؛ تا لات و عزی های نوپدید، جاودانگی پیام تو را باور کنند و در خود فرو ریزند
    صدایت را هنوز می شنوم؛
    دوباره بیا و از شکستن بگو و از ساختن
    از عطر بال جبرئیل بگو و از وحی
    از پرواز بگو و از رسیدن
    از عشق بگو و از لاهوت
    از ملکوت ...

    مبعث حضـرت رسـول اکـرم (ص)، پیـام آور وحی، پیامبـر نـور و رحمت
    بر همه جهانیـان، پیروان حقیقی اش، بویژه شما دوستان  مبارك باد

    نویسنده : ehsan91 بازدید : 1267 تاريخ : دوشنبه 29 خرداد 1391 ساعت: 18:31
    برچسب‌ها :

    نظر سنجی

    آیا با وجود انجمن این سایت به این گونه مطلب قرار دهد یا نه گزینه مورد نظر خود را انتخاب کنید؟

    خبرنامه

    عضویت

    نام کاربري :
    رمز عبور :